توضیحات کامل :

دانلود پایان نامه رشته مدیریت

بررسی مدل های مدیریت دانش

 
 
 
 
 
 مقدمه
مدیریت دانش، موضوعی پیچیده و پویاست. موفقیت مدیریت دانش مستلزم نگرشی سیستمی است كه كلیه عوامل و اجزاء و فرایندهای مدیریت دانش را مد نظر قرار دهد. هر گونه جزء نگری ممكن است چالش های جدی بر سر راه موفقیت برنامه های مدیریت دانش به وجود آورد. بسیاری از سازمان ها بر این باور هستند كه دانش، مهمترین دارایی آنهاست، اما در عمل كمتر به آن پایبندند. یكی از دلایل عمده این امر آن است كه سازمان ها نمی دانند چگونه به سراغ مدیریت دانش بروند. برای این منظور در این بخش مدل‌های مختلف مدیریت دانش مورد بررسی قرار می گیرد. بر اساس نگرش و رویكردی كه صاحبنظران نسبت به مدیریت دانش اتخاذ كرده اند، مدل های مختلفی شكل گرفته است. اثربخشی هر كدام از این مدل ها به موقعیت و جایگاهی بستگی دارد كه سازمان در آن قرار گرفته-است.
 
 
- مدل عمومی دانش در سازمان
نمودار زیر مدل عمومی دانش در سازمان را نشان می دهد. همانگونه كه در مدل مذكور مشاهده می شود، مدل عمومی دانش از چهار فعالیت اصلی تشكیل شده است:
 
 
شکل 2-4: مدل عمومی دانش در سازمان (داخل فایل خریداری شده)
 
1. خلق دانش: این مرحله در برگیرنده فعالیت هایی است كه مرتبط با ورود دانش جدید به سیستم است كه شامل توسعه، كشف و تسخیر دانش می شود (نیومن و کنارد ، 1993).
2. حفظ و نگهداری دانش: عبارت است از فعالیت هایی كه دانش را در سیستم ماندگار می كند (همان مأخذ). در این راستا صاحبنظران به مهم ترین عاملی كه اشاره می كنند حافظه سازمانی  است و آن عبارت است از توانایی سازمان برای حفظ و نگهداری دانش. نكته مهمی كه دینگ و كاربی  (1999) به آن اشاره می كنند این است كه حافظه سازمانی، صرفاً توانایی نگهداری دانش های صریح را دارد. اگر سازمان ها به دنبال دستیابی به یك مدیریت دانش مؤثر هستند، نباید تنها به ایجاد و استفاده از حافظه سازمانی بسنده كنند. 
 
آنها از حافظه دیگری تحت عنوان حافظه فردی  یاد می‌كنند. این حافظه مهم ترین منبع و مخزن دانش ضمنی (نهفته) است. مدیریت دانش صرفاً زمانی مؤثر خواهد بود كه این دو نوع حافظه سازمانی در كنار هم وجود داشته باشند و یكدیگر را تقویت كنند (دینگ و کوربی ، 1999: 30-35). نكته دیگری كه صاحبنظران به آن اشاره می كنند وجود مراكز و درگاه‌های دانش در سازمان است. مراكز و درگاه‌های دانش در سازمان ها در حقیقت، كانون جمع آوری، سازماندهی و انتشار دانش می-باشند. این مراكز ممكن است به صورت فیزیكی یا مجازی باشند. هدف از ایجاد این مراكز هدایت افراد به سوی منابع دانش در داخل یا خارج سازمان می باشد. در این مراكز نقشه-های دانش تهیه، نگهداری و به هنگام سازی می شوند (بهات ، 2001: 71). این مراكز در اصل به عنوان نقاط انشعاب تلقی می شوند كه دسترسی به هر منبع دانش از طریق آنها صورت می-گیرد. به عبارت دقیق تر این مراكز علاوه بر یكپارچگی و انسجام محتوای دانش سازمان از بسیاری از دوباره كاری‌ها مخصوصاً در كسب دانش جلوگیری می كند (مک گریف ، 2000: 6).
 
 
3. تبدیل و انتقال دانش: اشاره به فعالیت هایی دارد كه در ارتباط با جریان دانش از یك بخش با یك نفر به بخش یا نفری دیگر را شامل می شود و شامل ارتباطات ترجمه، تبدیل، تفسیر و تصفیه دانش می شود.
4. بكارگیری دانش: شامل فعالیت هایی می شود كه در ارتباط با اجرای دانش در فرایندهای سازمانی هستند (نیومن و کنارد ، 1999: 5-7).
 
 
 
2-5-2- مدل نوناكا
نوناكا، مدلی پویا برای مدیریت دانش در خصوص فرایندهای ایجاد و انتقال دانش ارائه داده است كه در شکل زیر ملاحظه می-گردد.
 
شکل 2-5: چارچوب مفهومی فرایندهای ایجاد دانش (داخل فایل خریداری شده)
 
برای روشن شدن بیشتر ذیلاً عناصر سه گانه این مدل مورد بررسی قرار می گیرند:
الف) عنصر Ba
Ba یك كلمه ژاپنی است كه به معنای فضا، مكان و شرایط لازم برای ایجاد دانش است (کیسی ، 1997). كیسی می گوید: "هیچ دانشی بدون وجود مكان و فضایی مناسب ایجاد نمی شود. نوناكا Ba را به این صورت تعریف می كند:
‹‹زمینه ای مناسب كه دانش در آن ایجاد، توزیع و به كار گرفته می شود.›› در ادامه، نوناكا چهار نوع Ba را به این صورت معرفی می كند:
1- ایجاد كننده،              2- تبدیل كننده،
3- نظام مند كننده،            4- اعمال كننده،
اینك به شرح مختصر هر كدام از این Ba ها می پردازیم.
1. Ba ایجاد كننده: عبارت است از یك تعامل رو در رو و فردی. این جا فضایی است برای افراد تا تجارب، احساسات، عقاید و مدل های ذهنی خود را تقسیم كند. این Ba به زمینه ای برای ‹‹جامعه‌پذیری›› اشاره می كند.
2. Ba تبدیل كننده: كه به تعاملی رو در رو و گروهی اشاره می كند و جایی است كه مدل های ذهنی افراد به واژه ها و مفاهیم مشترك تبدیل می شود. این Ba به زمینه ای برای ‹‹برونی سازی دانش›› اشاره می كند.
3. Ba نظام مند كننده: این Ba با تعاملات مجازی  و گروهی معرفی می شود و شامل ایجاد موقعیت‌های مناسب برای كد گذاری دانش می شود. این Ba به زمینه ای برای ‹‹تركیب دانش›› اشاره می كند. 
4. Ba اعمال كننده: كه عبارت است از فراهم آوردن زمینه های لازم برای انتقال دانش به تصمیمات و اقدامات سازمان و در نتیجه یادگیری های جدید توسط كاركنان. این Ba به زمینه ای برای ‹‹درونی‌سازی دانش›› اشاره می كند (نوناکا و تویوما ، 2000: 5-34). نوناكا معتقد است برای اینكه فرایندهای ایجاد دانش در سازمان اتفاق بیفتد، باید Ba به طور مناسب توسط سازمان ارائه و مهیا گردند.
ب) عنصر  SECI: این قسمت از مدل بر ایجاد دانش از طریق تعامل بین دانش ضمنی و دانش صریح تاكید می كند که در بخش چرخه دانش بدان اشاره شد. 
 
2-5-3- مدل شش بعدی مدیریت دانش
فیل پری و ایلكاتومی (2001) بر این باورند كه هر گونه جزئی-نگری، موفقیت مدیریت دانش را با مشكلات جدی روبرو خواهد ساخت. آنها بر اساس این نگرش، مدلی شش بعدی را برای به كارگیری مدیریت دانش ارائه كرده اند (شکل زیر).
 
 
شکل 2-6: مدل شش بعدی مدیریت دانش (تومی و پری، 2001) (داخل فایل خریداری شده)
 
برای درك و به كارگیری دانش در سازمان، نیاز به این داریم كه بدانیم دانش چیست؟ چگونه ایجاد می‌شود؟ چگونه مورد استفاده قرار می گیرد؟ دربرگیرنده چه چیزهایی است و اینكه چگونه دانش می‌تواند باعث بهبود عملكرد و فرایندها شود؟ لذا اولین بعد دانش "مفهومی" است.
دومین بعد، مدیریت تغییر سازمانی است. تغییر دانش یعنی تغییر نگرش و سیستم فعالیت های یك سازمان. به همین علت سازمان-ها برای به كارگیری مدیریت دانش، نیازمند مدیریت تغییر هستند.
 
 بعد سوم در ارتباط با اندازه گیری دانش است. این سیستم ما را قادر می سازد كه مشخص كنیم آیا به سمت اهداف مدیریت دانش رفته ایم یا خیر.
بعد چهارم در ارتباط با ساختار رسمی و غیر رسمی سازمان است. برای به كارگیری مدیریت دانش، باید سازمان، را به عنوان فرایندهای دانش در نظر گرفت. ساختارهای ارتباطی رسمی و غیر رسمی باید به گونه‌ای باشدكه بتواند فرایندهای پردازش دانش را بهبود بخشد و نقش ها و مسؤولیت های جدیدی را كه برای اثربخشی مدیریت دانش ضروری هستند، تعریف كنند. این نقش ها می تواند شامل مدیران دانشی، كاركنان دانشی و مشتریان دانشی باشد. در بسیاری از موارد این نقش ها در سازمان وجود دارند اما نهادینه نشده اند و یا مورد حمایت جدی قرار نگرفته اند.
 
بعد پنجم، محتوای دانش است. در این رابطه، فیل پری و ایلكاتومی به تقسیم بندی نوناكا و تاكوچی از دانش كه آن را به دانش صریح و دانش ضمنی قابل تقسیم دانسته اند، اشاره نموده-اند. در مورد دانش صریح و ضمنی می توان گفت كه دانش صریح، دانشی است كه به صورت روشن و عینی قابل انتقال است. به‌سادگی می توان آن را به دیگران یاد داد. در مقابل، دانش ضمنی، اگرچه  در عملكرد افراد منعكس و آثار آن قابل مشاهده است، ولی به صورت تدوین شده نیست و نمی توان آن را به شكل صریح بیان كرد. برای دستیابی به این دانش باید در تجارب دیگران سهیم شد و از این طریق آن را فرا گرفت (الوانی، 1382).
 
بعد ششم، ابزار است. این ابزار می تواند در برگیرنده ی سیستم مستندات مدیریت، سیستم اطلاعات مدیریت، تكنولوژی اطلاعات و نظایر اینها باشد. البته باید توجه كرد كه این بعد صرفاً بخش بسیار كوچكی از مدیریت دانش را به خود اختصاص می دهد. زیرا مدیریت دانش بر خلاف مدیریت اطلاعات كه بییشتر با این ابزارها سر و كار دارد، با مردم و ارزش‌های آنها در ارتباط است (تومی و پری ، 2001). 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
فهرست مطالب
2-1-مقدمه 10
2-2- مدیریت دانش 1
2-4-مدیریت دانش چیست؟ 26
2-4-1-انتقادات وارد بر مدیریت دانش 27
2-4-2- تاریخچه و علل پیدایش مدیریت دانش 29
2-4-3- تكامل مدیریت دانش 31
2-4-4- ظهور مدیریت دانش 32
2-4-5-فرآیند تكامل مدیریت دانش 33
2-4-6-چرخه مدیریت دانش 37
2-4-6-1-تولید دانش 37
2-4-6-2-جمع‏آوری دانش 42
2-4-6-3- الگوبرداری 44
2-4-6-4- دسته‏بندی دانش 46
2-4-6-5- ذخیره دانش 46
2-4-6-6- انتشار دانش 50
2-4-6-7- بکارگیری دانش 54
2-4-6-8- یکپارچگی دانش 54

2-5- مدل‌های مدیریت دانش 55

2-5-1- مدل عمومی دانش در سازمان 55

2-5-2- مدل نوناكا مدیریت دانش 57

2-5-3- مدل شش بعدی مدیریت دانش 59

2-5-4- مدل رن جانستون مدیریت دانش 61

2-5-5- مدل ادل و گراسیون مدیریت دانش 62

2-5-6- مدل استیوهالس مدیریت دانش 64

2-5-7- مدل ایجاد و كاربرد دانش ویگ مدیریت دانش 65

2-5-8-مدل دانش شناسی سازمانی وان كروگ و روس (1995) مدیریت دانش 70

2-5-9- مدل مدیریت دانش چوو مدیریت دانش 70

2-5-10-مدل مدیریت دانش بویست مدیریت دانش 73

2-5-11- چهارچوب مدیریت دانش پرابست 75

 
منابع و ماخذ